تبليغاتX
ترجمه متن آهنگ های خارجی
سه شنبه ششم شهریور 1386

دوستان...برای درخواست آهنگی که میخواهید ترجمه اش را ببینید کافیست در قسمت "درخواست و نظر" همین ترجمه نام خواننده و آهنگ موردنظر خود را به انگلیسی بنویسید.

How can you see into my eyes like open doors 
Leading you down into my core
Where Ive become so numb

Without a soul
My spirit's sleeping somewhere cold
Until you find it there and lead it back home

-CHORUS-
[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

Now that I know what Im without
You cant just leave me
Breathe into me and {make me real
Bring me
To life

-CHORUS-
[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

{Bring me to life
[Ive been living a lie..Theres nothing inside]
{Bring me to life

Frozen inside without your touch
Without your love, darling
Only you are the life among the dead

[All of this I, I cant believe I couldnt see
Kept in the dark, but you were there in front of me]

Ive been sleeping a thousand years it seems
Got to open my eyes to everything

[Without a thought, without a voice, without a soul]
{Dont let me die here(It most be something wrong)
Bring me to life

-CHORUS-
[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

Bring me to life

چگونه میتوانی به چشمان من مانند درهایی که تو را به ذاتم هدایت میکنند نگاه کنی
در این جایی که بدون وجود بسیار خسته شده ام
روحم در جایی سرد در حال استراحت است
تا زمانیکه آنرا آنجا میابی و به خانه اش باز میگردانی درونم را بیدار کن
درونم را بیدار کن
نامم را بخوان و مرا از تاریکی نجات بده
خونم را به حرکت در بیاور
قبل از اینکه خنثی بشوم مرا از این هیچی که به آن تبدیل شده ام نجات بده
حالا که میدانم فاقد چه چیزی هستم تو نمیتوانی ترکم کنی (نباید ترکم کنی)
نفست را به درون من بده من مرا به واقعیت تبدیل کن
مرا به زندگی برگردان
بدون نوازش تو و بدون عشق تو درونم یخ زده است
در میان این همه مرگ تنها تو زندگی هستی
باور نمیکنم که در تمام این مدت نمیتوانستم ببینم
در تاریکی زندگی میکردم و تو روبروی من بودی
انگار هزار سال خواب بوده ام
باید چشمانم را به همه چیز باز کنم
بدون هیچ فکر و هیچ صدا و هیچ روحی
نگذار من اینجا بمیرم
باید بیشتر از اینها باشد
مرا به زندگی برگردان

لینک دریافت این آهنگ

بیوگرافی کوتاه:گروه ایوِنِسِنز اولین آلبوم خود را در سال ۲۰۰۳ بیرون داد که بسیار بسیار موفق بود و شهرت زیادی رو برای وُکالیت گروه  یعنی امی لی به ارمغان آورد.امی لی موفق شد با این آلبوم خود پنج جایزه گرمی (grammy) را از آن خود کند.معروف ترین آهنگ های این آلبوم  my immortal و bring me to life هستند.امی چند آهنگ نیز به تنهایی و بدون همکاری اعضای گروه خود خواند که بسیار موفق بودند و همچنان نیز با آهنگ های زیبای خود به شهرت و محبوبیتش می افزاید...

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 20:51  توسط شری  | 

~ ~ ~
دوشنبه پنجم شهریور 1386
سلام به همگی. این اولین کار ِ من تو این وبلاگه و امیدوارم که راضی باشید. برای شروع آهنگ کروسیدر کریس دی برگ رو ترجمه کردم که خودم خیلی دوستش دارم و امیدوارم کسانی که این آهنگ رو شنیدن هم از ترجمه خوششون بیاد.

===

دوستان...برای درخواست آهنگی که میخواهید ترجمه اش را ببینید کافیست در قسمت "درخواست و نظر" همین ترجمه نام خواننده و آهنگ موردنظر خود را به انگلیسی بنویسید.

===

"What do I do next?" said the Bishop to the Priest,

"I have spent my whole life waiting, preparing for the Feast,

And now you say Jerusalem has fallen and is lost,

The King of Heathen Saracen has seized the holy cross."

 

Then the Priest said "Oh my Bishop, we must put them to the sword,

For God in all his mercy will find a just reward,

For the Noblemen and sinners, and Knights of ready hand

Who will be the Lord's Crusader, send word throughout all the land,

 

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost;"

 

"Tell me what to do", said the King upon his throne,

"but speak to me in whispers for we are not alone,

They tell me that Jerusalem has fallen to the hand

Of some bedevilled Eastern heathen who has seized the Holy land;"

 

Then the Chamberlain said "Lord, we must call upon our foes

In Spain and France and Germany to end our bitter wars,

All Christian men must be as one and gather for the fight,

You will be their leader, begin the battle cry,

 

 

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost"...

 

Ooh, high on a hill, in the town of Jerusalem,

There stood Saladin, the King of the Saracens,

Whoring and drinking and snoring and sinking, around him his army lay,

Secure in the knowledge that they had won the day;

 

A messenger came, blood on his feet and a wound in his chest,

"The Christians are coming!" he said, "I have seen their Cross in the West,"

In a rage Saladin struck him down with his knife

And he said "I know that this man lies,

They quarrel too much, the Christians could never unite!

 

I am invincible, I am the King,

I am invincible, and I will win..."

 

Close they came, the army of Richard the Lionheart,

Marching by day and night, with soldiers from every part,

And when the Crusaders came over the mountain and they saw Jerusalem,

They fell to their knees and prayed for her release;

 

They started the battle at dawn, taking the city by storm,

With horsemen and bowmen and engines of war,

They broke through the city walls,

The Heathens were flying and screaming and dying,

And the Christian swords were strong,

And Saladin ran when he heard their victory song;

 

"We are invincible, God is the King,

We are invincible, and we will win!"

 

"What do I do now?" said the Wiseman to the Fool,

"I have spent my whole life searching, to find the Golden Rule,

Though centuries have disappeared, the memory still remains

Of those enemies together, could it be that way again?"

 

Then the Fool said "Oh you Wise men, you really make me laugh,

With your talk of vast persuasion and searching through the past,

There is only greed and evil in the men that fight today,

The Song of the Crusader has long since gone away,

 

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost,

Jerusalem is lost...

Jerusalem."

===

*اورشلیم همان بیت المقدس است.

 

===

 

اسقف به کشیش گفت: «بعدش چه کار کنم؟

تمام عمرم را صرف ِ صبر کردن برای ضیافت بزرگ کرده ام.

و حالا آنها می گویند که اورشلیم سقوط کرده و از دست رفته است

پادشاه ِ عرب های کافر، گذرگاه ِ مقدس را تصرف کرده.»

 

سپس کشیش گفت: «اوه اسقف ِ عزیزم، ما باید آنها را از لبه ی تیغ بگذرانیم،

به خاطر خدا و تمام ِ بخشندگی اش پاداشی خواهیم گرفت.

برای نجیب زاده ها و گناهکارها و شوالیه های آماده به جنگ،

که سربازان ِ پادشاه خواهند شد، و تمام ِ سرزمین، این پیغام را بفرست.

 

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،»

 

پادشاه از بالای تختش گفت:« به من بگو چه کار کنم.

ولی با من آهسته صحبت کن که ما تنها نیستیم.

آنها می گویند که اورشلیم

به دست عده ای کافر ِ شیطان ِ صفت ِ شرقی افتاده است که سرزمین مقدس را تصرف کرده اند.»

 

سپس پیشکار گفت: « لرد، ما باید با دشمنانمان

در اسپانیا و فرانسه و آلمان ارتباط برقرار کنیم، تا به جنگهای تلخمان پایان بدهیم،

همه ی مسیحی ها باید یکی شوند و برای جنگ جمع شوند،

شما رهبرشان خواهید شد، بانگ جنگ را به صدا در آورید.

 

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،»

 

بالا برروی یک تپه در شهر ِ اورشلیم،

صلاح الدین، پادشاه ِ عربها، ایستاده بود.

می نوشید و خرخر می کرد و هرزگی می کرد، در اطرافش ارتش ِ او بودند.

ایمن از دانشی که آن روز به دست آورده بودند.

 

پیکی آمد، در حالی که پاهایش خونی بود و قفسه سینه اش جراحت داشت.

او گفت: « مسیحی ها دارند می آیند. من عبور آنها را در غرب دیده ام.»

صلاح الدین خشمگین شد و با چاقو او را مضروب کرد

و گفت: «من می دانم که این مرد دروغ می گوید.

آنها خیلی با هم می جنگد، مسیحی ها نمی توانند متحد شوند.

 

من شکست ناپذیرم، من پادشاهم.

من شکست ناپذیرم، و من پیروز خواهم شد...»

 

ارتش ِ ریچارد ِ شیردل نزدیکتر شدند.

در حالی که روزها و شبها راه پیمایی می کردند، با سربازانی از همه ی مناطق،

و وقتی که مبارزان ِجنگهای صلیبی کوه را پشت سر گذاشتند و اورشلیم را دیدند،

به زانو افتادند و برای آزاد شدنش دعا کردند.

 

آنها جنگ را در سپیده ی صبح آغاز کردند و مانند طوفان شهر را می گرفتند.

و با سواران و کمانداران و ماشینهای جنگی،

آنها دیوارهای شهر را شکستند،
کافرها می گریختند و جیغ می کشیدند و می مردند،

و شمشیرهای مسیحی ها قوی و محکم بودند،

و صلاح الدین هنگامی آوای ِ پیروزی را شنید، گریخت;

 

«ما شکست ناپذیریم، خدا پادشاه است.

ما شکست ناپذیریم، و ما پیروز خواهیم شد...»

 

عاقل به نادان گفت:« حالا چه کار کنم؟

من تمام عمرم را صرف جستجو به دنبال ِ قانون ِ طلایی کرده ام،
گرچه قرنها گذشته ،ولی هنوز

خاطره ی آن دشمن هایی که در کنار ِ هم جنگیدند، هنوز باقیست. آیا باز هم می تواند تکرار شود؟»

 

سپس نادان گفت: «اوه مرد دانا تو واقعا مرا به خنده وامیداری،

با سخن گفتن از نظریه ی عظیمت و جستجویت در گذشته،

در مردمی که الان می جنگند فقط حرص و شرارت وجود دارد،

آوای مبارزان ِ جنگهای صلیبی مدتها پیش از یاد رفته است،

 

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم از دست رفته است،

اورشلیم.»

===

بیوگرافی کوتاه خوانندهکریستوفر جی دیویسن معروف به کریس د برگ در پانزدهم اکتبر سال ۱۹۴۸ در آرژانتین متولد شد.او فرزند چارلز و امیلی میباشد و به علت شغل سیاسی پدرش در کودکی سفرهای بسیار انجام داد.او با خانمی زیبا به اسم دایانا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند با نام های "روزانا" "هیوبی" و "مایکل" شد.در سال ۱۹۷۱ کریس به لندن سفر کرد و در آنجا شروع به کار خوانندگی کرد.لازم به ذکر است که دختر اول کریس د برگ یعنی روزانا بسیار زیبا است و در یکی از سالها که فعلا در خاطرم نیست زیباترین دختر دنیا انتخاب شد!

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 13:7  توسط   | 

~ ~ ~
یکشنبه چهارم شهریور 1386
خواننده های عزیز وبلاگ لیریکس!

به علت زیاد بودن درخواست ها برای ترجمه از این به بعد دوست خوب و عزیزم سینا در کار ترجمه به من کمک میکنه...

خیلی ها برای کمک کردن به من در وبلاگ پیشنهاد دادن ولی من به سینا بیشتر از بقیه اعتماد دارم.امیدوارم همکاری خوبی داشته باشیم!

از این به بعد وبلاگ لیریکس دو تا نویسنده داره و مطمئنا به مرور زمان بیشتر هم میشه!پس اگه به کار ترجمه آهنگ علاقه دارین و خوب ترجمه میکنین تعارف نکنین...بگین!

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 16:36  توسط شری  | 

~ ~ ~
پنجشنبه یکم شهریور 1386

اینکه یکی با آدم باشه ولی آدم همیشه احساس کنه که تنهاس خیلی خیلی بده...بدتر از این هم هست...اونم اینه که آدم نخواد باور کنه که تنهاس و بعد که واقعا تنها شد شوک بزرگی بهش وارد بشه...زندگیش یهویی خیلی تغییر بکنه...به نظر من هر رابطه عاشقانه مثل یه طناب میمونه که هر جا نازک شد و امکان پاره شدنش وجود داشت خودمون از همونجا با قیچی ببریمش و نذاریم نازک تر بشه.این بهترین راهه...خواهر یکی از دوستای خیلی خوبم به من گفت که همیشه سعی کنم با خودم روراست باشم...این بهترین نصیحتی بود که تا حالا شنیده بودم.کسی که تو یه رابطه عاشقانه بتونه با خودش روراست باشه و چشمش رو به واقعیت ها نبنده شاید هرگز از یه شکست عشقی اندازه من ناراحت نشه

---------------------------------------------------------------------

این آهنگ رو کسی نخواسته بود ولی من خیلی دوستش دارم و خیلی برام پر معنی هستش...واسه همین معنی کردم...

 

I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

[Chorus:]
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have
All of me

You used to captivate me
By your resonating light
Now I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts
My once pleasant dreams
Your voice it chased away
All the sanity in me

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

[Chorus]

I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me
I've been alone all along

[Chorus]

من از اینجا ماندن خسته شده ام
در حالیکه از طرف ترس های بچگانه ام تحت فشار قرار گرفته ام
و اگر مجبور به رفتن هستی
آرزو میکنم همین حالا بروی
برای اینکه حضورت هنوز همینجا پرسه میزند
و هرگز مرا تنها نخواهد گذاشت

به نظر نمیرسد این زخم ها بهبود پیدا کنند
این درد زیادی واقعی است
 چیزهای زیادی وجود دارند که زمان قادر به پاک کردنشان نیست...

وقتی گریه میکردی تمام اشک هایت را پاک میکردم
وقتی فریاد میزدی با تمام ترس هایت مبارزه میکردم
در تمام این سالها دستت را در دستم گرفتم
ولی هنوز هم تو صاحب تمام وجودم هستی

تو مرا با نور خیره کننده ات جادو میکردی
حالا از طرف زندگی ای که تو پشت سرم گذاشتی زندانی شده ام
صورتت رویاهای مرا که زمانی شیرین بودند زیارت میکند
صدای تو تمام صحت عقلی مرا تعقیب کرد...

تکرار

به سختی تلاش کردم تا به خود بگویم که تو رفته ای
اگرچه هنوز هم با منی...من خیلی وقت است که تنها هستم...

لینک دریافت این آهنگ

بیوگرافی کوتاه:گروه ایوِنِسِنز اولین آلبوم خود را در سال ۲۰۰۳ بیرون داد که بسیار بسیار موفق بود و شهرت زیادی رو برای وُکالیت گروه  یعنی امی لی به ارمغان آورد.امی لی موفق شد با این آلبوم خود پنج جایزه گرمی (grammy) را از آن خود کند.معروف ترین آهنگ های این آلبوم همین آهنگ (my immortal) و bring me to life هستند.امی چند آهنگ نیز به تنهایی و بدون همکاری اعضای گروه خود خواند که بسیار موفق بودند و همچنان نیز با آهنگ های زیبای خود به شهرت و محبوبیتش می افزاید...

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 14:6  توسط شری  | 

~ ~ ~