تبليغاتX
ترجمه متن آهنگ های خارجی
شنبه ششم مرداد 1386

دوستان...برای درخواست آهنگی که میخواهید ترجمه اش را ببینید کافیست در قسمت "درخواست و نظر" همین ترجمه نام خواننده و آهنگ موردنظر خود را به انگلیسی بنویسید.

-------------------------------------------------------------------

چقدر بده آدم هر چی از یکی معذرت بخواد باز از عذاب وجدان نفسش بند بیاد.من کسی نبودم که یه روز نفس کشیدن هم برام سخت بشه!

لینکین پارک

In this farewell

There is no blood

There is no alibi

'Cause I've drawn regret

From the truth

Of a thousand lies

So let mercy come

And wash away

What I've done

I'll face myself

To cross out

What I've become

Erase myself

And let go of

What I've done

Put to rest

What you thought of me

While I clean this slate

With the hands

Of uncertainty

So let mercy come

And wash away

What I've done

I'll face myself

To cross out

What I've become

Erase myself

And let go of

What I've done

For what I've done

I'll start again

And whatever thing

May come

Today this ends

I'm forgiving

What I've done

I'll face myself

To cross out

What I've become

Erase myself

And let go of

What I've done

What I've done

Forgiving what I've done

چه کردم من؟

در این وداع

هیچ خونی وجود ندارد

هیچ عذری وجود ندارد

زیرا غرق در پشیمانی شدم

از حقیقت یک دروغ

پس اجازه بده رحمت و بخشش بیاید وبشوید

کاری را که من انجام داده ام

با خودم روبرو خواهم شد

برای خط زدن و پوشاندن چیزی که به آن تبدیل شده ام

برای محو کردن خودم

و برای نجات از کاری که انجام داده ام

اجازه بده استراحت کند فکری که در باره من میکنی

وقتی که من با دستهای تردید خطاهای گذشته را پاک میکنم

پس اجازه بده رحمت و بخشش بیاید وبشوید

کاری را که من انجام داده ام

با خودم روبرو خواهم شد

برای خط زدن و پوشاندن چیزی که به آن تبدیل شده ام

برای محو کردن خودم

و برای نجات از کاری که انجام داده ام

به خاطر کاری که انجام داده ام

دوباره شروع خواهم کرد

و هرآنچه پیش بیاید

امروز به پایان خواهد رسید

من میبخشم

هر آنچه را که انجام داده ام

چه کردم من؟

با خودم روبرو خواهم شد

برای خط زدن و پوشاندن چیزی که به آن تبدیل شده ام

برای محو کردن خودم

و برای نجات از کاری که انجام داده ام

چه کردم من؟

من هر آنچه را که انجام داده ام میبخشم

لینک دریافت این آهنگ

بیوگرافی کوتاه:این گروه کارشان را در سال ۱۹۹۶ در اتاق کوچک وُکالیست گروه مایک شینودا آغاز کرد!در ابتدا فقط مایک شینودا و برد دلسون با هم کار میکردند ولی وقتی هر دو به یک دبیرستان راه یافتند در آنجا با راب بوردن (فکر میکنم همون جازیسته باشه) آشنا شدند.سپس با دی جی جوزف در کالج مرکز هنر آشنا شد.آنها در ابتدا خود را گروه XERO نامیدند و چند آهنگ نیز با همین اسم خواندند.ولی به اندازه گروهی که لینکین پارک نامیده شد موفق نشدند!

 

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 20:45  توسط شری  | 

~ ~ ~
شنبه ششم مرداد 1386

دوستان...برای درخواست آهنگی که میخواهید ترجمه اش را ببینید کافیست در قسمت "درخواست و نظر" همین ترجمه نام خواننده و آهنگ موردنظر خود را به انگلیسی بنویسید.

------------------------------------------------------------------------------

چقدر امروز دلم گرفته!روز خیلی بدیه....فقط یه معجزه میخوام...فقط یه معجزه...!!

گانزن روزز

Talk to me softly
There is something in your eyes
Don't hang your head in sorrow
And please don't cry
I know how you feel inside I've
I've been there before
Somethin is changin' inside you
And don't you know


Don't you cry tonight
I still love you baby
Don't you cry tonight
Don't you cry tonight
There's a heaven above you baby
And don't you cry tonight


Give me a whisper
And give me a sign
Give me a kiss before you
tell me goodbye
Don't you take it so hard now
And please don't take it so bad
I'll still be thinkin' of you
And the times we had...baby


And don't you cry tonight
Don't you cry tonight
Don't you cry tonight
There's a heaven above you baby
And don't you cry tonight


And please remember that I never lied
And please remember
how I felt inside now honey
You gotta make it your own way
But you'll be alright now sugar
You'll feel better tomorrow
Come the morning light now baby


And don't you cry tonight
And don't you cry tonight
And don't you cry tonight
There's a heaven above you baby
And don't you cry
Don't you ever cry
Don't you cry tonight
Baby maybe someday
Don't you cry
Don't you ever cry
Don't you cry
Tonight

 

اگر قادر به دیدن فردا بودیم

نقشه هایت چه بود؟

هیچ کس نمیتواند در درد و رنج زندگی کند

از همه دوستانت بپرس

زمانهایی را که با قدمهای بلند طی کرده ای

از تو انتظار عکس العمل دارد

من تنها کسی بودم که دستهای خونین تو را میشستم

امشب گریه نکن

هنوز دوستت دارم عزیز من

امشب گریه نکن

امشب گریه نکن

بهشتی بالای سرت قرار دارد عزیزم

و امشب گریه نکن

چیزهایی را که میخواهی میدانم

آنها چیزهایی نیستند که صاحبشان هستی

با تمام انسانهایی که حرف میزنند

این تو را دیوانه میکند

اگر کنارت می ایستادم

چه احساسی پیدا میکردی؟

میدانم عشق تو قطعی است

و تمام عشقها حقیقی هستند

و امشب گریه نکن

و امشب گریه نکن

و امشب گریه نکن

بهشتی بالای سرت قرار دارد عزیز من

و امشب گریه نکن

فکر کردم خواهم توانست در دنیای تو زندگی کنم

هنگامی که سالها گذشت

با تمام صداهایی که شنیدم

بعضی چیزها مردند

و روزی که به کسی احتیاج داشته باشی

قلب من تو را رد نخواهد کرد

"تنها"های زیادی وجود دارند

که کسی را برای گریه کردن ندارند عزیزم

و امشب گریه نکن

و امشب گریه نکن

و امشب گریه نکن

بهشتی بالای سرت قرار دارد عزیزم

و امشب گریه نکن

به هیچ عنوان گریه نکن

امشب گریه نکن

شاید روزی عزیزم

گریه نکن

گریه نکن

گریه نکن

امشب

بیوگرافی کوتاه:کانزن رُزز یک گروه آمریکایی با سبک هارد راک میباشد.این گروه در سال ۱۹۸۷ لغب "دوستداران خرابکاری" را گرفتند و به همین علت بسیار بدنام شدند!ولی در سال ۱۹۹۱ با تلاش بسیار آلبوم بعدی خود را بیرون دادند که مورد استقبال مردم قرار گفت.


لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 14:6  توسط شری  | 

~ ~ ~
شنبه ششم مرداد 1386

برای دادن درخواست ترجمه متن آهنگ موردعلاقه خود در قسمت نظر یا درخواست نام آهنگ و نام خواننده را به انگلیسی بنویسید

 

این شعر تا حد زیادی وصف حال منه! واسه همینم این رو عمیقا تقدیم به همون کسی میکنم که خودش میدونه!

dido


I know you think that I shouldn't still love you
I'll tell you that
But if I didn't say it
Well, I'd still have felt it
 ؟Where's the sense in that

I promise I'm not trying to make your life harder
Or return to where we were

Well I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door
I'm in love and always will be

I know I left too much mess
And destruction to come back again
And I caused but nothing but trouble
I understand if you can't talk to me again
And if you live by the rules of "It's over"
Then I'm sure that that makes sense

Well I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door

I'm in love and always will be

And when we meet
As I'm sure we will
All that was then
Will be there still
I'll let it pass
And hold my tongue
And you will think
That I've moved on

Well I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door
I'm in love and always will be

Well I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door
I'm in love and always will be

I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door
I'm in love and always will be

میدانم که فکر میکنی هنوز باید دوستت داشته باشم

این را به تو خواهم گفت

اما اگر این را نمیگفتم

باز هم این راحس میکردم

منطق در کجای (این موضوع)قرار دارد؟

قول میدهم که سعی در مشکلتر کردن زندگی تو ندارم

و یا سعی در بازگشت به جایی که در آن بودیم

بسیار خوب.با این کشتی به راه خواهم افتاد

و دستهایم را بالا برده تسلیم نخواهم شد

روی سردر خانه ام پرچم سفید نخواهد بود

من عاشقم و همواره عاشق خواهم ماند

میدانم که آشفتگی های زیادی به جا گذاشتم

و تخریب.تاحدی که قادر به بازگشت نباشم

و باعث هیچ چیز نبودم جز رنج و زحمت

اگر قادر نباشی دوباره با من حرف بزنی این را درک خواهم کرد

واگر با قانون"به پایان رسید"زندگی کنی

و مطمئن هستم که این منطقیست

و زمانی که ما یکدیگر را ملاقات کنیم

که اطمینان دارم ملاقات خواهیم کرد

تمام چیزهایی که قبلا وجود داشت

همچنان همانجا باقی خواهد ماند

اجازه خواهم داد که بگذرد

و جلوی زبانم را خواهم گرفت

و تو تصور خواهی کرد

که من به راهم ادامه داده ام

لینک دریافت این آهنگ

بیوگرافی کوتاه:نام واقعی این خواننده فلوریان کلائد بونواایل آرمسترانگ میباشد.فلوریان در بیست و پنجم دسامبر سال ۱۹۷۱ در شهر لندن انگلستان متولد شد.فلوریان کار موزیک را فقط پنج سال بعد از تولدش آغاز کرد و در ده سالگی به طور کامل میتوانست ویولن و پیانو بنوازد و بدین ترتیب در مدرسه موسیقی گیلدهاوس پذیرفته شد.آهنگی که به همراه امینم خواننده مشهور خواند نیز سبب چند برابر شدن محبوبیت و شهرتش شد 

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 10:52  توسط شری  | 

~ ~ ~
جمعه پنجم مرداد 1386

برای درخواست آهنگ مورد علاقه خود نام خواننده و نام آهنگ مورد نظر خود را به انگلیسی در قسمت درخواست یا نظر بنویسید تا ترجمه اش را به همراه لینک دانلود آهنگ و بیوگرافی خواننده ببینید...

کری دِ برگ

There's a Spanish train that runs between

Guadalquivir and old Saville

And at dead of night the whistle blows

and people hear she's running still...

And then they hush their children back to sleep

Lock the doors, upstairs they creep

For it is said that the souls of the dead

Fill that train ten thousand deep!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side

His family were crying, knelt in prayer before he died

But above his bed just a-waiting for the dead

Was the Devil with a twinkle in his eye

"Well God's not around and look what I've found

this one's mine!!

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light

And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!

But the Devil just grinned and said "I may have sinned

But there's no need to push me around

I got him first so you can do your worst

He's going underground!!

"But I think I'll give you one more chance"

said the Devil with a smile

"So throw away that stupid lance

It's really not your style"

"Joker is the name, Poker is the game

we'll play right here on this bed

And then we'll bet for the biggest stakes yet

the souls of the dead!!"

And I said "Look out, Lord, He's going to win

The sun is down and the night is riding in

That train is dead on time, many souls are on the line

Oh Lord, He's going to win!.."

Well the railwayman he cut the cards

And he dealt them each a hand of five,

And for the Lord he was praying hard

Or that train he'd have to drive...

Well the Devil he had three aces and a king,

And the Lord, he was running for a straight,

He had the queen and the knave and nine and ten of spades,

All he needed was the eight...

And then the Lord he called for one more card,

But he drew the diamond eight,

And the Devil said to the son of God,

"I believe you've got it straight,

So deal me one for the time has come

To see who'll be the king of this place,

But as he spoke, from beneath his cloak,

He slipped another ace...

Ten thousand souls was the opening bid,

And it soon went up to fifty-nine,

But the Lord didn't see what the Devil did,

And he said "that suits me fine",

"I'll raise you high to a hundred and five,

And forever put an end to your sins",

But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"

And I said "Lord, oh Lord, you let him win,

The sun is down and the night is riding in,

That train is dead on time, many souls are on the line,

Oh Lord, don't let him win..."

Well that Spanish train still runs between,

Guadalquivir and old Saville,

And at dead of night the whistle blows,

And people fear she's running still...

And far away in some recess

The Lord and the Devil are now playing chess,

The Devil still cheats and wins more souls,

And as for the Lord, well, he's just doing his best...

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,

The sun is down and the night is riding in,

That train is still on time, oh my soul is on the line

یک قطار اسپا نیایی در حال حرکت است

از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)

در عمق شب سوت قطار به صدا در می اید...و مردم میشنوند که همچنان درحال حرکت است...

و بعد آنها بچه هایشان را ساکت کردن وبرای خواب بر میگردانند..

درها را قفل میکنند و آرام به طبقه بالا میخزند..

برای اینکه گفته شده بود ارواح مرده آن قطار را پر کرده بودند... به عمق 10 هزار

یکی از ماموران راه آهن در بستر مرگ بود درحالیکه آشناهایش در کنارش بودند.

خانواده اش درحال گریه بودند...زانو زده بودند و قبل از مرگش دعا میکردند.

اما درحالیکه چیزی به مرگش باقی نمانده بود بالای تخت خوابش شیطان با برقی در چشمانش ایستاده بود "خوب.خدا در این اطراف نیست تاببیند من چه چیزی پیدا کردم...این یکی از آن من است"

در همان لحظه خدا با یک برق خیره کننده ظاهر شد .و به سوی شیطان فریاد زد که:برو گمشو به اعماق شب...

ولی شیطان فقط پوزرخندی زد و گفت" ممکن است من مرتکب گناهی شده باشم ولی احتیاجی نیست که مرا از خودت برانی.

من آنرا زودتر به دست آوردم .پس تو هرکاری که از دستت برمیاد میتوانی انجام بدهی(بدترین کاری که ازدستت بر میاد).او داره به اعماق زمین میرود .

ولی من فکر میکنم یه شانس دیگر به تو خواهم داد..این را  شیطان با یک لبخند گفت.

پس آن نیزه احمقانه را کنار بذار. چون این واقعا روش تو نیست.

اسم بازی جوکر و نام آن پوکر است

ما بازی خواهیم کرد درست همینجا روی تخت او و ماشرط بندی میکنیم برای بزرگترین جایزۀ ممکن.... روح این مرده..."

و من گفتم:"خدایا..مراقب باش..او دارد برنده میشود.خورشید غروب کرده و شب فرا میرسد.آن قطار خواهد مرد...ارواح زیادی در خطر هستند...

اوه خدا...او دارد برنده میشود."

بعد مامور راه آهن ورقها رو بُر زد و به هر کدام 5 کارت داد و او برای خدا به سختی دعا میکرد وگرنه قطاری که مجبور به هدایتش بود...

بهر حال...شیطان سه  آس داشت با یک شاه...

و خدا...او داشت استریت رو جور میکرد.اون یک ملکه (بی بی)داشت.و یک سرباز و نه و ده پیک.تنها چیزی که لازم داشت یک هشت بود.

بعد خدا یه کارت دیگه خواست...ولی يه هشت خشت دريافت كرد...

و شیطان به خدا گفت:"گمتن میکنم میخواستی استریت کنی...پس یک ورق به من بده که تا وقت باقیست بفهمیم چه کسی پادشاه اینجاست."

ولی درحالیکه اون حرف میزد از زیر ردای خود یه اس دیگه در آورد...

ده هزار روح پیشنهادِ شروع کار بودند...و او خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید...

اما خدا کاری را که شیطان کرد ندید و گفت:همین کافی است ..من 150روح اضافه میکنم و برای همیشه به گناهان تو پایان خواهم داد...

ولی شیطان فریاد بلندی کشید:من بردم!

و من گفتم:خدایا...اوه خدایا...تو اجازه دادی او برنده شود

خورشید غروب کرده و شب در حال فرا رسیدن است...قطار خواهد مرد ...ارواح زیادی در خطرهستند..اوه خدایا به او اجازه نده ببرد...

بهرحال آن قطار اسپانیایی هنوز در حال حرکت است

از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)

و در اعماق شب سوت قطار به صدا در آمد... و همه میترسند از اینکه قطار هنوز حرکت میکند....

و خیلی دورتر پس از یک استراحت کوتاه..خدا و شیطان حالا در حال بازی شطرنج هستند..و شیطان هنوزهم تقلب میکند و ارواح بیشتری میبرد...و درباره خدا...او بهترین کاری که از دستش برمیاید انجام میدهد..

و من گفتم خدایا...اوه خدایا تو باید برنده بشوی...

خورشید غروب کرده و شب فرا رسیده..آن قطار خواهد مرد....اوه روح من هم در خطر است...

اوه خدایا تو باید برنده شوی...

بیوگرافی کوتاه خواننده: کریستوفر جی دیویسن معروف به کریس د برگ در پانزدهم اکتبر سال ۱۹۴۸ در آرژانتین متولد شد.او فرزند چارلز و امیلی میباشد و به علت شغل سیاسی پدرش در کودکی سفرهای بسیار انجام داد.او با خانمی زیبا به اسم دایانا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند با نام های "روزانا" "هیوبی" و "مایکل" شد.در سال ۱۹۷۱ کریس به لندن سفر کرد و در آنجا شروع به کار خوانندگی کرد.لازم به ذکر است که دختر اول کریس د برگ یعنی روزانا بسیار زیبا است و در یکی از سالها که فعلا در خاطرم نیست زیباترین دختر دنیا انتخاب شد!

 

لینک ثابت
 ترجمه شده در ساعت 14:24  توسط شری  | 

~ ~ ~